تبليغاتX
خداوندا برزخم فرداست چرا امروز میسوزم؟ -

هنوز گوشم از گفتگوي بي گريه مان گرم بود!  
از جايم بلند شدم،
پنجره را باز كردم
و ديدم زندگي هم هر از گاهي زيباست!
شنيدم كه كلاغ ديوار نشين حياط
چه صداي قشنگي دارد!
فهميدم كه بيهوده به جنون ِ مجنون مي خنديدم!
فهيدم كه عشق،
آسمان روشني دارد!
رو به روي عكس ِ سياه و سفيد تو ايستادم،
دستهايم را به وسعت ِ « دوستت مي دارم! » باز كردم،
و جهان را در
آغوش گرفتم

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 23:34 توسط نفرین شده |