تبليغاتX
خداوندا برزخم فرداست چرا امروز میسوزم؟ -

مقابل دريا كه مي رسم

فقط براي چشمهايت دعا مي كنم

اما تو هرگز مستجاب نمي شوي

ببار

ببار كه باز باورت كنم

اهل همين كوچه پس كوچه هاي باراني

 

راستي قرارمان

همان ساعت نمي دانم

ساعت لجوجي

كه هيچ عقربه اي

روي شانه هايش به خواب نمي رود

 

تو هميشه فرصت كوتاه مني

 براي شعر

تا مي آيم زمزمه ات كنم

زود تمام مي شوي

مي دانم سالهاست

ساعت قرارمان

يك دقيقه به هيچ است

و من هميشه فقط يك دقيقه

دير مي رسم

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 23:53 توسط نفرین شده |